نَعُوذُ الباجُومُونگ مِنَ الپُستهاية السَياسَية
به همه كساني كه اسپاگتي دوست دارند :
اين پست براي شماست. خيلي وقت بود on نشده بودم. البته در وب حتي كسري از ثانيه هم خييييلي وقت است.
نميدانم چرا ؟ اما حالم سخت خراب است. حالم براي خراب كردن امتحاناتم خراب نيست. هزاران هزار از اين امتحانا و پروژه ها، فداي سر يك بشقاب اسپاگتي. اما نمي دانم ؟ حتي ديگه حوصله ندارم چرت وپرت بنويسم. نميدانم توي وبلاگهايتان اين چند وقت چه خبر بوده ؟
احتمالا داره tenkai با تمام وجود راي سبز جمع ميكنه و یک زن هم براي آزادی زنان مي نويسه.
اما من خيلي غصه دارم. نميفهمم چرا ؟ ميگويند بعد از مردن بارها از روي دوش آدم برداشته ميشود. و من مدام در فكر اينم كه چرا راستي راستي نميرم ؟ خب مگه آخرش همه نمي ميرند ؟ اين حرفها را اگه در دنياي واقعي بزني، ديوانه اي ، اما در دنياي مَجازي، مُجازي.
راستي براي راحتي خيال شما كه بالاخره ستاد سبزتان كار خودش را كرد، بايد بگويم من و يكي از دوستهاي خل و چلم كه با آرشه ويلن روي يكي از سيمهاي مخش موسيقي باخ ميزنه، ديشب رفتيم ببينيم توي خيابونهاي تهران چه خبره ؟ اما مامان دوستم اونو از بچگي تو شرايط هموژنيزه بزرگ كرده و حالا هم توي اين شرايط هركسي هركسي، رفيقم خيال ميكرد برنامه نويسه و كسر شأن خودش ميدونست قاطي جمعيت شه. بنابراين به بهانه اينكه الان گاز اشك آور ميزنن،و اونم فردا باید یه سایتی رو که از ابتدای راه اندازی پروژه آرپانت تا به امروز گرفته دستش، تموم كنه؛ منو ساعت 7 شب برگردوند خونه و من نتونستم اونجوري كه دلم ميخواد داد وهوار راه بندازم.
چيه ؟
چشمهاتون گرد شد ؟
نميشه كه همه دنيا تحليل گر سياسي بشند كه.
اگه همه مثلا اميرحسين دكتر باشند، كي مريض باشه كه اون خوبش كنه ؟ صد و شونزده بار گفتم من از سياست خوشم نمياد.
همانطوري كه گفتم، اين پست رو براي شماها نوشتم. اين روزها حالم جدي جدي خرابه. اصلا نميفهمم چرا اينطوري شدم ؟ شايد بخاطر امتحاناست. امتحاناي پيام نور واقعا سخته. شايدم براي چيزاي ديگه است.
تا خوب نشم، يعني تا وقتي نتونم سبك نوشتن سابقم رو پيدا كنم و يه ديس بزرگ اسپاگتي رو هلف هلف در حال تماشاي فيلم سينمايي بخورم و سه هزارمتر يه نفس شنا كنم، پست ديگه اي نميذارم.
من اين وبلاگ رو ، هر bit اش رو ، خيلي دوست داشتم. حتي اون كامنتهاي اسپم فله اي و تبليغ جومونگ اون بالادست چپ.
براش شما كه داريد خودتون رو واسه بيست و دو خرداد ميكشيد، اميدوارم نامزد دلخواهتون راي بياره ( حالا خوشم مياد هركي به يه نفر راي بده ! ).
براي شكوفه و اميرحسين هم اميدوارم با اين وقتي كه اين ترم پاي اينترنت و انتخابات گذاشتن، مشروط نشن !
براي آرمين و خانومش، آرزوي خوشبختي ميكنم
و براي tenkai جداً اميدوارم آخر ترم يه چيزي داشته باشه جاي پروژه نشون استادش بده!!!
و برای يك زن آرزو میکنم : خشونتش به من سرایت نکند !

