تبليغاتX
اسپاگتی
اسپاگتی
   72


تا روز شونزدهم، همش شونزده روز ديگه مونده.

من همه روز يا درس ميخونم، يا تو دغدغه درسها هستم.

اما خيلي خسته ام، خسته، خسته، خسته....

چرا اين دو هفته جهنمي تمام نميشه ؟




نوشته شده در تاريخ یکم خرداد 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   71


تا روز شونزدهم، فقط هفده روز ديگه مونده

و من خيلي غصه دارم.




نوشته شده در تاريخ سی و یکم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   67


همانروز که به خودم اعتراف کردم : "دوستت دارم"

به جهانیان ثابت کردم که : " الاغها هم عاشق می شوند"




نوشته شده در تاريخ هفدهم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   64


فكر كن اگه بهت ميگفتن : فقط بيست وچهار ساعت ديگه زنده هستي.

توي اين بيست وچهار ساعت چيكار ميكردي ؟




نوشته شده در تاريخ دهم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   63


                                             زن :

شيطاني است كامل تر و شيطان تر.

                                    ويكتور هوگو




نوشته شده در تاريخ نهم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   62


هفت ميليون سال از خلقت بخل و حسد گذشت .....

و خداوند عزيز هنوز دكمه Shift + Delete را پيدا نكرده است.




نوشته شده در تاريخ هشتم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   60


زنان هرگز دو مرد را در زندگیشان از یاد نمیبرند :

نخستین عشق و نخستین هم آغوشی

نخستین عشق را همراه با لبخند و حسرت و آرزو

و نخستین هم آغوشی را همراه با نفرت و انزجار و افسوس

و بیچاره کسی که نخستین عشق اش با نخستین هم آغوشی اش همزمان باشد !




نوشته شده در تاريخ هفتم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   58


آری، می‏توان خدا را هم فریب داد امّا رو راست باش، خودت را هم می‏توانی گول بزنی؟




نوشته شده در تاريخ پنجم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   57


اگر از كسي متنفري از قسمتي از وجود خودت در او متنفري، چيزي كه از ما نيست نمي‌تواند افكار ما را مغشوش كند....



نوشته شده در تاريخ پنجم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   56


وقتی من تو را می بینم که با یک زن و  بچه توی ماشینت، برای هر دختری که کنار خیابان میبینی نوربالا می اندازی، دلم برای عربهایی که بیخود آنطرف آب اسمشان بد در رفته می سوزد...




نوشته شده در تاريخ دوم اردیبهشت 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   55


فرض کنیم می گفتند :

مردها باید قبل از ازدواج باکره باشند، نه زنها.

واقعاْ فکر می کنی چه می شد !؟




نوشته شده در تاريخ سی و یکم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   54


این طرف آب و آن طرف آب

فرقی نمی کند.

همه جای دنیا

آسمان همین رنگ است.

و دختران ایرانی، هزار رنگ،

و مردان ایرانی، ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ پیکسل...




نوشته شده در تاريخ بیست و چهارم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   52


خوش به حال آدمهای تک بعدی. چقدر راحت زندگی میکنند...

فقط زندگی را برای آدمهای چند بعدی جهنم می کنند.




نوشته شده در تاريخ بیست و دوم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   51


برای چی ما کارهای بدمون رو به دیگران اعتراف می کنیم ؟

فکر می کنیم اینطوری اونها مسوولیت کار بدمون رو به عهده می گیرند.

مثل بچگی هامون که هرکاربدی می کردیم، مادر و پدرمون درستش می کردن...




نوشته شده در تاريخ بیست و یکم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   48


کی میخواهی این موضوع رو بفهمی ؟

مسائل خصوصی زندگی تو به هیچکس مربوط نیست

مسائل دیگران هم به تو مربوط نیست




نوشته شده در تاريخ دهم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   47


چی به سر من اومده که دیگه حتی کتاب هم نمیخونم ؟




نوشته شده در تاريخ دهم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   44


تا حالا با خودت فکر کردی :

این همه بیهودگی برای چیه ؟




نوشته شده در تاريخ پنجم فروردین 1388 توسط بشقاب اسپاگتی
   41


من مردم تهران را اینطوری توصیف می کنم : ....


نوشته شده در تاريخ بیست و پنجم اسفند 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   40


توی این دنیا از کی بیشتر از همه بدت میاد ؟




نوشته شده در تاريخ بیست و دوم اسفند 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   39


هیچ پدیده ای یک وجهی نیست،

امروز این را تا مغز استخوانم "درک" کردم.




نوشته شده در تاريخ بیست و یکم اسفند 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   32


کم کم زنده به گور کردن دختران هم قانونی می شود

 شیرین عبادی :

مقاومت زنان ايراني در مقابل لايحه موسوم به "حمايت از خانواده" و ناکامي نسبي محافظه کاران در تحميل محدوديت ‏هاي باز هم بيشتر بر آنان پس از دواج، مدافعان قوانين ضد زن را به در پيش گرفتن ترفندي جديد سوق داده است. ترفند ‏جديد عبارت است از تلاش براي "فريب دادن قانوني" زنان در هنگام ازدواج، از طريق ايجاد تغييري کوچک ولي ‏تعيين کننده در عقدنامه ها. اين کار با عوض کردن يک کلمه عربي (عند المطالبه) با يک کلمه عربي ديگر (عند ‏الاستطاعه) در سندهاي ازدواج صورت گرفته، در شرايطي که احتمالاً اکثريت بسيار بالاي دختران، نه تنها متوجه اين ‏تغيير نمي شوند، که در صورت متوجه شدن نيز از الزامات حقوقي سنگين کلمه جديد آگاه نيستند، و شايد بسياري از ‏آنان اساساً معني کلمه فوق را نيز ندانند.‏

لازم به توضيح است که از حدود 70 سال پيش، در قباله هاي ازدواج در ايران، ميزان مشخص "مهريه" ذکر و تأکيد ‏مي شده که اين مهريه، "عندالمطالبه" قابل پرداخت است. يعني، هر زمان که عروس مهريه خود را مطالبه کند، ولو ‏بلافاصله پس از ازدواج، داماد موظف است آن را به وي پرداخت نمايد. وجود اين بند در قباله ازدواج و امضاي قباله ‏توسط عروس و داماد، براي زنان بسيار مهم بود. چرا که در صورت ناموفق بودن ازدواج، براي آنان امکاني – ولو ‏جزئي - را براي پايان دادن به زندگي مشترک فراهم مي آورد. ‏

مي دانيم که طبق قوانين ايران، حق طلاق با مرد است و زن، در صورت تقاضاي جدايي، جز با طي مراحل بسيار ‏دشوار براي اثبات بدرفتاري شديد همسر يا مبتلا بودن وي به مشکلات مهم رواني يا جسمي، امکان جدايي از شوهرخود ‏را ندارد. مراحلي که طي آنها به قدري سخت است که بخش بسيار بزرگي از زناني که قادربه زندگي با شوهر خود ‏نيستند، به ناچار مجبور مي شوند تا ساليان دراز و بلکه تا پايان عمر، به زندگي سخت با همسر ناسازگار ادامه دهند. در ‏چنين شرايط حقوقي تبعيض آميزي، تنها امکاني که تاکنون براي بسياري از زنان براي رهايي از زندگي مشترک دشوار ‏وجود داشته، عبارت بوده از مطالبه مهريه خود. بدين معني که زن، با توجه به "عندالمطالبه" بودن مهريه در قباله هاي ‏ازدواج، مي توانست براي الزام شوهر به پرداخت مهريه خود به دادگاه مراجعه کند و در صورتي که وي قادر به اين ‏کار نبود، زن قادر بود در قبال صرف نظر کردن از دريافت مهريه، شوهر را راضي يا مجبور به طلاق کند (عبارت ‏معروف: "مهرم حلال، جانم آزاد"). البته حتي اين شيوه هم، براي بسياري از زناني که به دلايل مختلف مايل به شکايت ‏از همسر براي دريافت مهريه نبودند يا از اين کار مي ترسيدند، راه حلي براي رهايي از يک زندگي مشترک سخت ‏محسوب نمي شد. اما در هر حال، روش ذکر شده براي بخش قابل توجهي از زناني که از زندگي مشترک خود ناراضي ‏و فاقد حق طلاق بودند، تنها راه ممکن براي رها شدن از همسر محسوب مي شد. به بيان ساده، "عندالمطالبه" بودن ‏مهريه، تنها امکاني بود که زنان مي توانستند، در فقدان حق طلاق، براي جدا شدن از شوهر خود مورد استفاده قرار ‏دهند.‏

متاسفانه، تغييري که اخيراً در قباله هاي ازدواج داده شده، همين امکان و حق اندک را نيز از زنان سلب کرده است. در ‏قباله هاي جديد، پس از ذکر ميزان مهريه، ذکر مي شود که اين مهريه، "عندالاستطاعه" (به جاي "عندالمطالبه" که قبلاً ‏وجود داشت) از سوي مرد به زن پرداخت مي شود. اين بدان معني است که شوهر، بر خلاف سابق که "هر زمان که ‏زن مي خواست" بايد مهريه او را مي داد، اکنون بايد "هر زمان که امکانش را داشت" مهريه را پرداخت نمايد. يعني ‏اگر زني از همسر خود متنفر بوده و امکان ادامه زندگي با وي را نداشته باشد، نه تنها از حق طلاق گرفتن برخوردار ‏نخواهد بود، که حتي با مراجعه به دادگاه و مطالبه مهريه خود نيز امکان جدايي از شوهر را نخواهد داشت. چرا که ‏شوهر مي تواند به دادگاه عنوان نمايد که استطاعت يا امکان پرداخت مهريه را ندارد. اين شيوه، به ويژه در شرايطي که ‏وضعيت اقتصادي اقشار وسيعي از جامعه دشوار است و اکثر مردان مي توانند با استناد به دلايل مختلف اثبات کنند يا ‏مدعي شوند که امکان پرداختن مهريه همسر خود را ندارند، امکان ايده آلي را براي مردان بدرفتاري فراهم مي کند که ‏مايلند به زور همسر درمانده را مجبور به ادامه زندگي مشترک نمايند.‏

با توجه به سخت تر شدن شرايط براي زنان پس از ازدواج به ترتيبي که شرح داده شد، آيا تمام آنچه گفته شد بدان ‏معناست که زنان ايراني، در پي تغيير هدف داري که در قباله هاي ازدواج به وجود آمده ديگر هرگز امکان استفاده از ‏اهرم "مهريه" براي دستيابي به حق طلاق را نخواهند داشت؟ ‏

بايد گفت که اين امکان، هنوز کاملاً از بين نرفته، اگر چه استفاده از آن، بسيار دشوار تر از گذشته شده است. به هر ‏تقدير، حتي در شرايط جديد، دختران در هنگام ازدواج مي توانند با هوشياري و پافشاري بر حقوقشان، جلوي از بين ‏رفتن حداقل امکانات خود براي طلاق را بگيرند. براي اين کار، لازم است که دختران در هنگام ثبت ازدواج، خواستار ‏آن شوند که در قباله آنها جمله اي به صورت دستنويس اضافه شود که تصريح کند مهريه زن بايد "عندالمطالبه" به وي ‏پرداخت گردد. درج اين شرط ضمن عقد در قباله و امضاي آن توسط زوجين، اين امکان را براي زن فراهم مي کند که ‏در صورت قادر نبودن به ادامه زندگي با همسر، با مراجعه به دادگاه خواستار پرداخت مهريه از سوي همسر شود. به ‏اين ترتيب در صورت ناتواني شوهر براي پرداخت مهريه، زن کماکان مي تواند با صرف نظر کردن از دريافت ‏مهريه، از همسر خود جدا شود.‏

راه حل فوق، البته مستلزم پافشاري خانم ها در هنگام ازدواج براي متقاعد کردن همسر آينده به امضاي شرط ضمن عقد ‏فوق است که همواره آسان يا ممکن نخواهد بود. ولي قطعاً، در بسياري از موارد دختران در لحظه ازدواج، و در ‏هنگامي که هنوز هيچ مشکلي ميان زوجين وجود ندارد و ازدواجي نيز صورت نگرفته تا در پي آن حق طلاق از دختر ‏گرفته شود، مي توانند با استفاده از روش توصيه شده، حقوقي حداقل را براي خود تأمين نمايند.‏

در اينجا، البته سوالي مهم جلوه گر مي شود و آن اينکه چند درصد از دختران نسبت به تغيير کوچک ايجاد شده در قباله ‏هاي ازدواج، تبعات بزرگ اين تغيير و شيوه مقابله با آن آگاهي دارند؟ منطقا اين درصد، خيلي بزرگ نيست.‏

بنابراين، به نظر مي رسد گذشته از فعاليت هاي درازمدت فعالان حقوق زنان، که مي کوشند با قوانين و مقررات ‏تبعيض آميز در بعد کلان مقابله کنند، لازم است که هر زن (و البته هر مرد برابري طلبي) تلاش خود را براي آگاه ‏کردن ديگران از شرايط جديدي که در لحظه ازدواج بر دختران تحميل مي شود، و نيز راه هاي مقابله با تضييعات ‏جديد، به کار گيرد.‏

در همين ارتباط، پيشنهاد و درخواست مشخص من اين است که هر کس اين نوشته را مي خواند آن را براي پنج زن از ‏بستگان و آشنايان خود توضيح دهد. بياييد هر کدام از ما، بکوشيم حداقل براي پنج زن ايراني توضيح دهيم که در قباله ‏هاي ازدواج، چه تغييري ايجاد شده، اين تغيير مي تواند پس از ازدواج چه بلايي بر سر دختران بياورد، و چگونه مي ‏توان تأثير آن را باطل کرد.‏

اين، حداقل کاري است که در مقابل اقدام جديد مخالفان سرسخت و مصمم برابري حقوق زن و مرد، از عهده کساني که ‏به سرنوشت خود يا دختران و خواهران خود و ديگران اهميت مي دهند، قابل انجام است.‏





نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   25


درس این ترم :

تنها چیزی که تغییر نمیکند، خود تغییر است.




نوشته شده در تاريخ بیست و نهم دی 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   24


از کلیه حضار گرامی بابت زنندگی کلمات این پست عذرخواهی میکنم.

اما می توانید نخونیدش.بهرحال :

می دانی آن روز که بعد از تمام شدن آن رابطه به اصطلاح " دوستانه " راه افتادی آمدی تا دوباره پلهایی را که خراب کرده بودی بسازی، دلم می خواست چی بهت بگم ؟

 - آدم استفراغ خودش را نمیخورد.

شانس آوردی اینترنت من قطع شد!




نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم دی 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   23


 زندگی همینه که هست.

یه عده خرند . یه عده خر سوار....




نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم دی 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   22


اینقدر هم نق نزنید این قالبها برای وبلاگ حرفه ای نیست. خودمان در جریانیم. آقا همینه که هست....

تا وقتی باهاش حال کنم، قالبم همینه. تا وقتی هم تهران برف درست وحسابی نیاد، اوضاع این وبلاگ همینه. افتاد ؟




نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم دی 1387 توسط بشقاب اسپاگتی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   موضوعات

   پيوند ها


Blog Skin